![]() |
![]() |
|
|
سرانجام راه ما بسی غم و اندوه و جدایی ست پایان راه ما همین خاطرات آشنایی ست
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه بیست و هفتم اسفند 1388ساعت 14:6 توسط هادی و ساناز |
|
من فقط عاشق اینم ، حرف قلبت و بدونم
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه سیزدهم اسفند 1388ساعت 2:25 توسط هادی و ساناز |
|
|
سایه شو، رو سر این همیشه عاشق
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سوم اسفند 1388ساعت 2:38 توسط هادی و ساناز |
|
|
ولنتاين به همه ي دوستاي گلمون مبارك همينطور به هادي عزيزم خيلي دوستت دارم ولنتاينت مبارك بووووووووووووووووووس
ساناز |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و پنجم بهمن 1388ساعت 0:52 توسط هادی و ساناز |
|
|
ميگن کهنه نمي شه تولدت مبارک تو اين روز طلايي تو اومدي به دنيا و جود پاکت اومد تو جمع خلوت ما تو تقويما نوشتيم تو اين ماه و تو اين روز از اسمون فرستاد خدا يه ماه زيبا يه کيک خيلي خوش طعم ،با چند تا شمع روشن يکي به نيت تو يکي از طرف من الهي که هزارسال همين جشنو بگيريم به خاطر و جودت به افتخار بودن تو اين روز پر از عشق تو با خنده شکفتي با يه گريه ي ساده به دنيا بله گفتي ببين تو اسمونا پر از نور و پرندس تو قلبا پر عشقه رو لبا پر خندس تا تو هستي و چشمات بهونه س واسه خوندن همين شعر و ترانه تو دنياي ما زندس واسه تولد تو بايد دنيا رو اورد ستاره رو سرت ريخت تو رو تا اسمون برد اينا يه يادگاري توي خاطره هاته ولي به شوق امروز مي شه کلي قسم خورد تولدت عزيزم پراز ستاره بارون پر از باد کنک و شوق ،پر از اينه و شمعدون الهي که هميشه واسه تبريک امروز بيان يه عالم عاشق ،بياد هزار تا مهمون
یک بغل گل یاس یک سبد ستاره و یک دنیا عشق پیشکش تو به خاطر زیبا ترین روز دنیا که روز تولد توست ...
سلام دوستای گلم . ممنون از اینکه به قصر خیال سر میزنید و مرسی بابت کامنتای قشنگتون. امروز تولد دوست جونمه ( تنهامون نذارید، و همیشه با حضور گرمتون خوشحالمون کنید.
کلماتم را در جوی سحر می شویم لحظه هایم را در روشنی و باران ها تا برای تو شعری بسرایم روشن . تا که بی دغدغه بی ابهام سخنانم را در حضور باد با تو بی پرده بگویم که تو را دوست می دارم ...
برات آرزو می کنم که همیشه سالم و سلامت و موفق ،پیروز باشی و جشن ۱۰۰۰ سالگی تو بگیری حالا تا 10 میشماریم و بعد واسه برآورده شدن آرزوهاش شمع رو فوت می کنیم:
1،2،3،...... 10
با هفت تا آسمون پر از گلای یاس و میخک
|
|
+ نوشته شده در
شنبه دهم بهمن 1388ساعت 0:0 توسط هادی و ساناز |
|
|
نمیدونم چمه؟!!! فقط می دونم حالم خوب نیست ....! حالم خرابه ...! انگار یه بغض نشکسته داره قلبمو پاره پاره می کنه.... انگار ، انگار غریب افتادم تو این دنیا ... انگاری هیچکس جز تو... جز من ... انگار ،... ای بابا بگذریم... اینکه دوست دارم کافیه همین که دوست دارم کافیه ...
یه کاری کردی به قلبم که بدونت حتی مردن سخته حتی بی تو خوبم لذت از زندگی بردن
یه کاری کردی که از یاد نمی ری حتی یه لحظه درد عشقت کرده پیرم اما باور کن می ارزه
دیدن تو گرچه از دور واسه من یه جور امیده یه چیزی مثل یه جادو که بهم رهایی می ده
این مهمه که می دونم واسه من چقدر عزیزی من که جام عشق و دادم چه بنوشی چه بریزی
پیشکشت همه نفسهام نازنین خوبه همیشه نیمی از تنم شدی تو که ازم جدا نمیشه
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه پنجم بهمن 1388ساعت 0:45 توسط هادی و ساناز |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
با تشكر هادي و ساناز
×××××××××××××× تو را به جاي همه کساني که نشناخته ام دوست مي دارم. تو را به جاي همه روزگاراني که نمي زيسته ام دوست مي دارم تو را به خاطر دوست داشتن دوست مي دارم. تو را به جاي همه کساني که دوست نميدارم دوست مي دارم ×××××××××××××××××× و خداوند روز اول آفتاب را آفرید روز دوم دریا را روز سوم صدا را روز چهارم رنگ ها را روز پنجم حیوان را روز ششم انسان را و روز هفتم اندیشید که چه چیزی را نیافریده است؟ و آنگاه تو را برای من آفرید. ××××××××××××××× دوستت دارم تا هميشه |
| پیوندهای روزانه |
|
بنیامین و میلاد باران رامتین دلیران ولی مجید خراطها بابک جهانبخش بنیامین بهادری نریمان سعید مدرس احسان خواجه امیری شادمهر عقیلی آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|