من امشب ، باز امشب ، گرمی دستاتو کم دارم
من از عاشق شدن با دلهره ، با ترس بیزارم
دلم می گیره وقتی تو می گی لایق نبودم من 
می گی دنیای من تنها شده ، تنها سفر کردن
همیشه فاصله تلخه ، ولی امید باقی هست
نگو آسون خداحافظ ، تحمل کن ، یه راهی هست
یه راهی که توو اون شاید پناه تازه ای باشه
فقط باور کن امشب ، می شه بی خورشید فردا شه !
من امشب ، باز امشب ، با تو از عاشق شدن می گم
من از آغاز تا پایان جنگ تن به تن می گم
تو هم فردا به احساس غم دلتنگی عادت کن
اگه سخته ، نمی تونی ، بگو... راحت شکایت کن
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
عقل می گفت که دل منزل و ماوای من است
عشق خندید که یا جای تو یا جای من است
عقل پرسید که دشوارتر از مردن چیست ؟
عشق فرمود : قراق از همه دشوارتر است .

به اولین قاصکی که از شهر قشنگ زندگی تو بگذرد پیغام می دهم که
هیچ چیز نمی تواند مهرت را از دلم جدا کند ،
حتی فاصله ها .
( این سکانس رو با لهجه دلتنگی بخون )
عجیب دلم برایت تنگ شده ...!
sanaz ![]()




ميلاد با سعادت مولود کعبه مولي الموحدين 




دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را





( آقا نیما با چمدون همیشه پرش ، کولی مهربون با نظرات قشنگش ،

و من باید برم .
